۰

استراتژی های مطالعه!

استراتژی های مطالعه!

استراتژی های یادگیری بر اساس نوع یادگیری دارای هشت نوع است که به تشریح آنها پرداخته می شود. شش مورد اول این استراتژی ها با توجه به نوع یادگیری انتخاب می شود و کاربرد دو نوع آخر برای انواع مواد یادگیری عمومیت دارد. مواد مورد یادگیری از این نظر دارای دو نوع ساده و پیچیده اند. مواد آموزشی ساده مانند حقایق، اسامی خاص، تاریخ وقایع مهم و غیره است مواد مورد یادگیری پیچیده شامل مفاهیم، قوانین و اصول، یا ترکیبی از هر سه نوع موضوع است. فهرست استراتژی های یادگیری که متعاقباً بحث خواهد شدبه شرح زیر است: [ (منبع این قسمت از مطالب؛ [(Weinsteint, C.E, & Mayer, R.E. (1986), PP 315-327) (به نقل از دکتر فردانش، 1372) ]
 


 


1. استراتژی های تکرار و تمرین پایه؛
2. استراتژی های تکرار و تمرین پیچیده؛
3. استراتژی های شرح و بسط پایه؛
4. استراتژی های شرح و بسط پیچیده؛
5. استراتژی های سازماندهی پایه؛
6. استراتژی های سازماندهی پیچیده؛
7. استراتژی های نظارت بر درک مطلب؛
8. استراتژی های احساسی و انگیزه ای؛

 


 


1. استراتژی های تکرار و تمرین پایه [Basic Rehersal Strategies]
روش معمول برای به خاطر سپردن فهرست نام انواع اشیاء پدیده ها و غیره روش تکرار و تمرین است. منظور از تکرار و تمرین، نام بردن یا به یاد آوردن مواردی است که حین یادگیری به فراگیر عرضه می شود. هدف از این کار از نظر فراگردهای فکری احتمالاًعلم انتخاب و کسب واحدهای اطلاعاتی برای انتقال به حافظه فعال است. میزان استفاده از این استراتژی با افزایش سن فراگیر بیشتر می شود. به عنوان نمونه، می توان به تحقیقی اشاره کرد که در آن محققان گروهی از شاگردان کلاس اول را مشخص کردند که لبهایشان را هنگام یادگیری حرکت می دادند و گروه دیگری که نشانه ای از انجام عمل و تکرار و تمرین بروز نمی دادند (لبهایشان را حرکت نمی دادند). همانطور که انتظار می رفت گروهی که تکرار و تمرین می کردند نسبت به گروهی که تکرار و تمرین نمی کردند عملکرد بهتری در آزمون یادآوری از خود نشان دادند. سپس به هر دو گروه آموزش لازم در زمینه چگونگی تکرار و تمرین فهرستی از اسامی داده شد. این آموزش باعث بهبود میزان یادآوری گروهی شد که تکرار و تمرین نمی کردند. ولی عملکرد گروه تکرار کننده را تغییری نداد.

 


 


2. استراتژی های تکرار و تمرین پیچیده [Complex Rehersal Strategies]
وقتی متنی، مانند یک درس از کتاب علوم، موضوع یادگیری باشد، فراگیر از روش تکرار با صدای بلند (بازگو کردن)، نسخه برداری، نت برداری، خط کشی زیر نکات مهم استفاده می کند. عمل تکرار و تمرین در هر یک از این روش ها شامل گفتن، نوشتن، یا اشاره به قسمت های مهم متن حین یادگیری است. اهداف عمده شناختی از این استراتژی مانند مورد قبل است که همان انتخاب برای کمک به فراگیر برای توحه بیشتر به نکات مهم متن و کسب یا حصول اطمینان از انتقال مواد به حافظه فعال برای انجام عملیات بعدی روی آن است.
تحقیقات نشان داده است که رونویسی از متن به میزان زیاد در تسهیل یادآوری مطلب متن کمک می کند؛ ولی باید در نظر داشت که زمان لازم برای انجام این تمرین به مراتب بیش از روش های دیگر است و در صورتیکه هدف کارآیی یادگیری مورد نظر باشد باید در اعمال آن تأمل بیشتری کرد. اما رونویسی یا خط کشیدن زیر مطالب مهم، نوع دیگر این روش است که در مقایسه با خواندن از روی متن، میزان یادآوری از متن را افزایش می دهد. یادداشت برداری نیز از انواع این استراتژی است به شرط صحت یادداشت ها تأثیر زیادی در افزایش یادآوری مطالب دارد. نکته ای که لازم است تذکر دادده شود این است که شاگردان پایین تر از دوازده سال قادر به تشخیص نکات مهم یک درس نیستند و این مسأله در تجویز این روش نیز باید مورد نظر قرار گیرد. ضمناً استراتژی های تکرار و تمرین همراه با ترکیبی از سایر استراتژی ها نیز به کار برده می شود.

 


 


3. استراتژی های شرح و بسط پایه [Basic Elaboration Strategies]
مواد آموزشی مانند لغات جفت، لغات زبان خارجی، لیست ترتیبی مثل یادگیری الفبا، و یادگیری آزاد فهرست اسامی (مانند یادآوری قسمت های مختلف مغز انسان) با استفاده از استراتژی های شرح و بسط پایه به صورت آسانتری یادگرفته می شوند. این استراتژی ها شامل ایجاد تصویر ذهنی یا ایجاد جمله ای است که دو یا جند مورد را به هم مربوط می سازد. از اهداف اصلی این استراتژی ها اتصال است که همان ایجاد ارتباط داخلی بین دو یا چند مورد اطلاعاتی در حافظه فعال است. روش تصویر ذهنی برای یادگیری لغات جفت به کار می رود، برای مثال در یادگیری لغات جفت «سیب - ماهی»فراگیر می تواند یک ماهی را تصور کند که در حال گاز زدن یک سیب است. چنین تصویری به یادگیری و یادآوری این لغات کمک بسیار می کند. ظاهراً کودکان در سنین پایین (تا حدود 12 سالگی) در ایجاد تصاویر ذهنی توانایی لازم را ندارند و معلم نمی تواند با ارائه این تصاویر به آنان کمک کند. کمک به فراگیران در سنین بالاتر ممکن است باعث اختلال در ایجاد تصویر ذهنی به وسیله خود آنان شود. بنابراین در سنین بالا لزومی به ارائه تصاویر از طرف معلم نیست.
روش لغت کلیدی در یادگیری لغات زبان خارجی که استراتژی تصویر ذهنی را همراه با شرح و بسط لغوی به کار می برد، یکی از معروف ترین روش های این گروه از استراتژی هاست. مثلاً برای یادگیری معنای لغت «صوم» که یک لغت عربی است و معنای آن «روزه» می باشد، باید دو عمل انجام شود: اول یک لغت رابط صوتی در فارسی پیدا کرد که تلفظ آن حداقل با قسمتی، یا تمام لغت صوم یکسان و شبیه باشد. این لغت فارسی همان لغت کلیدی نامیده می شود که در این مورد مثلاً لغت «گم» است که تلفظ آن شبیه لغت صوم است. دوم باید یک ارتباط تصویری بین لغت کلیدی و معنای فارسی لغت عربی ایجاد کرد. برای مثال، فراگیر می تواند فردی را تصور کند که غذایش را «گم» کرده است و به دنبال غذا می گردد. و به شدت هم گرسنه است تا از این تصویر، ذهنش به معنای صوم که همان روزه است منتقل شود. تحقیقات بسیاری، کارآیی روش لغت کلیدی را به اثبات رسانده است؛ اما در انتخاب لغت کلیدی باید دقت کرد، چنانچه تصویر مورد استفاده معنای لغت را به وضوح انتقال ندهد، کارآیی این روش به شدت پایین می آید.
روش لغت کلیدی برای آموزش لغات نامأنوس در کلیه موضوعات درسی، نام کشورها، شهرها، مناطق و محصولات اصلی زراعی یا صنعتی، نام افراد مشهور و اختراعات و آثارشان نیز می تواند به کار گرفته شود. در به کار گیری این روش باید سن فراگیران را نیز در نظر داشت، در سنین پایین تر از دوازده سالگی، باید هم لغت کلیدی و هم تصاویر مربوط در اختیار فراگیران قرار گیرد، ولی در سنین بالاتر تنها آموزش دادن منجر به استفاده صحیح از این روش می شود.

 




4. استراتژی های شرح و بسط پیچیده [Complex Elaboration Strategies]
موااد آموزشی موضوع این استراتژی ها متن های مختلف در زمینه های گوناگون است. این استراتژی ها شامل نقل بیان [
Paraphrasing] یا بازنویسی متن با استفاده از کلمه ها و جمله های فراگیر، خلاصه نویسی، ارائه تمثیل، شرح ارتباط معلومات جدید با معلومات قبلی فراگیر و پاسخگویی به سؤالات است. هدف این روش ها ترکیب اطلاعات ارائه شده جدید با دانش های قبلی است. به عبارت دیگر، انتقال محفوظات قبلی فراگیر از حافظه بلند مدت به حافظه فعال و ترکیب آن با اطلاعات جدید است. از جمله این روش ها خلاصه نویسی است که تأثیر مثبت آن در آزمون های درک مطلب به اثبات رسیده است.
یادداشت برداری نیز از جمله روش های شرح و بسط پیچیده است. در این روش چهار فعالیت زیر انجام می شود:
1) شناسایی موضوعات اصلی و فرعی
2) نوشتن کلمات به اختصار
3) نقل بیان با استفاده از کلمات فراگیر
4) استفاده از چاچوبی که حاوی سرفصل های مهم متن باشد.
برای به دست آوردن نتایج بهتر ابتدا فراگیران را با ذکر نمونه ها و ارائه تمرین هایی برای به کارگیری این روش ها آموزش داد. در این صورت طبق گواهی تحقیقات انجام شده، تأثیر مثبت به کارگیری این روش ها در یادگیری و یادآوری موضوعات مختلف درسی آشکار می شود.


 


 


5. استراتژی های سازماندهی پایه [Basic Organization Strategies]
یادآوری فهرستی از موارد از راه مرتب کردن یا سازمان دادن آنها در یک چاچوب بزرگتر، مانند دسته بندی برحسب گروه های موجود در یک طبقه بندی آسان تر می شود. بریا مثال، فهرست «میز، اتوبوس، کلاه، وانت، میز تحریر، کفش، کامیون، کمربند، مبل» ممکن است به هر ترتیبی ارائه شود. ولی فراگیر می تواند آن را به این صورت مرتب کند. «میز، میز تحریر، مبل، اتوبوس، وانت، کامیون، کلاه، کفش، کمربند» لازمه به کارگیری استراتژی سازماندهی درگیر شدن فعال فراگیر با موضوع یادگیری است.
طبقه بندی و سازماندهی می تواند برحسب تلفظ لغات، معنای آنها، یا برحسب ترتیب ارائه انجام شود. همچنین سازماندهی بر حسب شکل ظاهری لغات، یا حتی به صورت تصادفی نیز می تواند انجام شود. ارائه آموزش برای به کارگیری هر یک از این روش ها باعث بهبود یادآوری می گردد و در این مورد هم مانند استراتژی های قبلی باید سن فراگیران را در به کار گیری و آموزش این روش در نظر داشت.


 



6. استراتژی های سازماندهی پیچیده [Complex Organizational Strategies]
کتاب های درسی، یکی از عمده ترین شکل های ارائه آموزش در تمام سطوح تحصیلی است. از جمله روش های یادگیری و یادآوری محتوای کتاب های درسی، تعیین نکات اصلی و برقرار کردن ارتباط بین این نکات است. عمل سازماندهی متون برای دست یافتن به دو هدف انتخاب اطلاعات به منظور انتقال به حافظه فعال و سپس اتصال بین اطلاعات مزبور انجام می شود. از جمله اواع روش های سازماندهی تهیه سرفصل مطالب است، که دارای انواع متعدد می باشد. روش شبکه روشی است که در آن فراگیر ارتباط داخلی اصلی بین مطالب یا متن را تعیین می کند. این ارتباطات شش نوع است:
1. ارتباط اجزاء با هم؛
2. ارتباط انواع یک مفهوم یا یک قانون؛
3. ارتباط علّی بین پدیده ها و حوادث؛
4. ارتباط تمثیلی بین یک پدیده یا یک حادثه و یک تمثیل؛
5. ارتباط استناد یا بیان دلیل که در آن حادثه ای یا عملی شاهد دلیل وقوع حادثه ای دیگر است؛
6. ارتباط خصوصیات (مشخصات).
روش دیگر سازماندهی، نقشه نامیده می شود. برای ساختن نقشه یک متن، فراگیر ابتدا موضوع را پیدا می کند و پس از نامگذاری این اجزاء آنها را با موضوع اصلی ارتباط می دهد. نقشه معمولاً یک شکل دایره ای دارد که موضوع اصلی در میان و مفاهیم و موضوعات جنبی در اطراف قرار دارد.
دیگر روش سازماندهی محتوای دروس آموزشی، تهیه نقشه مفاهیم است. نقشه مفاهیم یک شکل دوبعدی است که نمایانگر ساختار مفاهیم موجود در یک موضوع درسی است. برای تهیه این نقشه، ابتدا مفاهیم و قواعد کلی موضوع تعیین می شود، سپس اجزاء محتوا از کلی به جزئی و از بالا به پایین مرتب می شود و نهایتاً بین هر جفت از مفاهیم یک خط که نماینده ارتباط آنها با یکدیگر است رسم می شود.



7. استراتژی های نظارت بر درک مطلب [Comprehension Monitoring Strategies]
در بخش اهداف اموزشی در طبقه بندی هدف های گانیه نوعی از قابلیت های یادگیری به نام استارتژی های شناختی ذکر شد. این استراتژی ها از مهم ترین مهارت های بشری هستند که یادگیرنده با استفاده از آنها به تنظیم فراگردهای درونی خود مانند توجه، یادگیری و یادآوری می پردازند. استراتژی های شناختی، آگاهی شاگرد از فراگردهای شناختی خود و توانایی وی در کنترل این فراگردها از طریق سازماندهی، نظارت و تغییر آنها، براساس نتایج یادگیری است. استراتژی های شناختی بیشتر به منظور نظارت بر درک مطلب استفاده می شود. این عمل شامل تعیین اهداف یادگیری برای هر واحد یا فعالیت آموزشی، برآورد میزان دستیابی به اهداف و در صورت لزوم تغییر استراتژی برای رسیدن به اهداف است.
روش های متعددی برای آموزش استراتژی های نظارت بر درک مطلب ابداع شده است. این روش ها اغلب شامل الگو قرار دادن نحوه آموزش معلم، تکرار و تمرین علنی به وسیله فراگیر و بالاخره تکرار و تمرین با خود است. در این روش ها شاگرد برای به کارگیری روش «محاوره با خود» [
Self-Talk] به منظور کنترل و هدایت فراگردهای شناختی خود ترغیب می شود. این برنامه ها عبارتند از:
الف) تعیین مسأله ای که باید حل شود، یا موضوعی که باید فراگرفته شود با استفاده از سؤال «چه چیزی را باید انجام دهم؟»
ب) تمرکز، توجه و هدایت پاسخ، با استفاده از سؤال «حالا، تأمل کن و با دقت دستورالعمل را تکرار کن.»
ج) تقویت خود که شامل تعیین استاندارد یا معیار برای عملکرد فراگیر و ارزیابی عملکرد به وسیله خود یادگیرنده است، برای مثال «خوب، تا اینجا خوب پیش رفته ام.»
د) مهارت های تطبیق و راه های تصحیح خطا، مانند «عیبی ندارد . . . حتی بعد از یک اشتباه هم می توانم ادامه دهم.»
تحقیقات نشان داده است که امکان آموزش استراتژی های نظارت بر درک مطلب با استفاده از برنامه های آموزشی کوتاه مدت وجود دارد و تأثیر اینگونه آموزش ها در بلند مدت نیز باقی می ماند.


 


 


8. استراتژی های احساسی و انگیزه ای [Affective and Motivational Strategies]
این استراتژی ها شامل روش هایی می شود که فراگیر به منظور تمرکز توجه، حفظ تمرکز حواس، کنترل هیجان، ایجاد و حفظ انگیزه و استفاده از وقت به صورت کارا به کار می برد. برای مثال، برای سالیان دراز تصور می شد که هیجان آزمون عکس العمل رفتاری ناشی از فشارهای محیطی است. چون فرض بر این بود که عوامل ایجاد کننده هیجان خارج از فراگیر قرار دارد؛ بنابراین، به نقش فراگیر و فراگردهای فکری وی در تعدیل تأثیر هیجان توجه کمتری می شد. در حالی که دریافت و ارزیابی فراگیر از حوادث آموزشی نقش بسزایی در هیجان وی بازی می کند. شاگردانی که نگران موفقیت خود در مدرسه هستند و به خصوص نگران عملکرد خود در آزمون ها می باشند، به انتقاد از خود می پردازند و در نتیجه احساس عدم کفایت کرده، به انتظار شکست تحصیلی می نشینند. در نتیجه این افکار، توجه فراگیر از یادگیری و مطالعه منحرف شده، متوجه خود شاگردان به عنوان فردی نالایق می گردد. این کاهش توجه نسبت به یادگیری و مطالعه اغلب منجر به شکست تحصیلی شده و خود سبب تشدید و تقویت احساس عدم کفایت می شود و هیجان آزمون را افزایش می دهد.



از جمله روش های کنترل افکار زاینده هیجان، استراتژی بازسازی منطقی است. این روش شامل نمایش کاربرد جمله هایی است که فرد برای تطبیق خود با محیط به کار می برد. این جمله ها توجه فرد را از افکار خود – تخریب، به آزمون متوجه می کند. برای مثال، به جای گفتن «راهی برای قبول شدن در این امتحان وجود ندارد. . . چقدر من احمق هستم.» جملاتی مانند «بسیار خوب، احتمال قبولی من در این امتحان بالاست، چون درس خوانده ام و اگر قبول هم نشوم نشانه حماقت من نیست.» را بیان می کند. پس از ارائه چند نمونه از این جمله ها به شاگرد گفته می شود تا خود را در شرایط آزمون تصور کند و تمام جمله هایی که درباره خود به ذهنش می آید، بازگو کند و چنانچه این جمله ها منفی بود جمله های مثبت را جایگزین آنها کند. تحقیقات نشان داده است که جمله های مثبت و منطقی باعث تقلیل هیجان می شود.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
<

تصویر ثابت