اگر اعتماد به نفس ما بر پایه کارهایی باشد که خوب انجام می دهیم تنها خود را محدود کرده ایم و تنها بعضی اوقات اعتماد به نفس داریم؛ ولی اعتماد به نفس واقعی احساسی است که باید از کارهایی که می دانیم خوب انجام می دهیم فراتر رود،گاهی ما با خود می گوییم اگر فلان شغل یا شرایط را داشته باشیم مطمئناً اعتماد به نفس خواهیم داشت و شرایط نیز بهتر بود ولی حالا چون شغل و .... را ندارم پس این دو را نیز نخواهم داشت و گاهی اوقات حتی وقتی با چیزی که می خواهیم می رسیم احساس بهتری نداریم در نتیجه حقیقت اعتماد به نفس واقعی چیست؟

اعتماد به نفس واقعی ربطی به رویدادهای ظاهری زندگی شما ندارد. اعتماد به خویش به خاطر آن چه انجام می دهیم به وجود نمی آید بلکه به دلیل باورتان به توانایی درون خود است که ما را قادر به انجام آنچه می خواهیم می کند.

اعتماد به نفس واقعی همیشه از درون سرچشمه می گیرد نه از بیرون. از تعهدی که به خود داریم ناشی می شود.

تعهدی که هر چه را می خواهیم و ضروری است انجام خواهیم داد تا به خواسته های خود برسیم.

اعتماد به نفس، باور به قابلیت انسانی خویش است، این که با هر آنچه در زندگی پیش آید روبه رو شویم بتوانیم از عهده ی آن برآییم. این حس تمایل به عمل کرده است فرقی نمی کند با چه روبه رو شویم در هر صورت تلاش خواهیم کرد تا آن را به دست آوریم.

اگر حس اعتماد به نفس را فقط محدود به دستاوردهای خود در زندگی کنیم خود را برای عدم اعتماد به نفس آماده کرده ایم. نهایتاً ما نمی توانیم بازتاب جهان را به اهداف و رویاهایمان کنترل کنیم تنها چیزی که توان کنترل آن را داریم و باید به آن اعتماد داشته باشیم تعهد و اعتمادمان به توانایی خود برای انجام هر امر ضروری در جهت رسیدن به آرزوهای خود است.

اگر اعتماد با خود را بر پایه وجود خود بنا می کنیم هیچ کس و هیچ شرایطی نمی تواند آن را از شما بگیرد. احساس اعتماد به نفس ما از اراده و تصمیم خودمان سرچشمه میگیرد.

چگونه از تضعیف خود دست برداریم و به خواسته ها و آرزوهای خود اطمینان کنیم.

زمانی که دست از تلاش برای دست یابی به آرزوهای خود بر می داریم. زمانی است که خللی در اعتماد به نفس ما ایجاد شده است و اینجاست که به خود اعتماد نداریم. ما باید یک چیز را در شرایطی که چیزی را نمی دانیم خوب بدانیم و آن این است که دست از تلاش برنمی داریم. ما باید مطمئن باشیم حتی در صورتی که کار اشتباه انجام دادیم یا شکست خوردیم بازهم تلاش خواهیم کرد.

باید قبل از رسیدن به موفقیت شکست را تجربه کنیم چون اعتماد به نفس واقعی بر این اعتقاد بنا نمی شود که بدانیم همیشه موفق هستیم بلکه مبنی بر تمایل ما به تلاش با وجود احتمال شکست است.

بعضی ها منتظرند که کاری را شروع کنند و اولین بار آن را بی نقص انجام دهند و تا زمانی که بتوانند آن را بی نقص انجام دهند عملاً هیچ کاری نمی کنند و این غرور است. برای موفقیت باید کاری بکنیم و مدتی در انجام آن ناموفق باشیم و بعد شروع به کسب موفقیت کنیم ولی قبل از آن باید شکست را تجربه کنیم. اگر برای شروع کاری جدید و یا تلاش برای تحقق رویاهایمان منتظریم تا احساس اعتماد به نفس بیاییم تا ابد در انتظار خواهیم ماند.

هر چه بیشتر تلاش برای تحقق رویاهایمان را به تعویق بیندازیم اعتماد به نفس کمتری خواهیم داشت و هراس از اینکه آنچه را میخواهیم هرگز به دست نیاوریم شدیدتر میشود. به این ترتیب بدون اینکه آگاه باشیم خود را تضعیف کرده ایم و هر چه بیشتر از انجام کارهایی که واقعاً می خواهیم طفره رویم بی تحرک تر خواهیم شد و ترس باعث می شود تا خشکمان بزند و اعتماد به نفسمان بیشتر از بین میرود.

پیامد دیگر به تعویق انداختن آرزوها این است که خود را مشروط دوست خواهیم داشت یعنی به خود اعتماد می کنیم و احساس خوبی خواهیم داشت اگر فلان شرایط ایجاد شود اما تا آن موقع احساس من به خود مطلوب نخواهد بود. عزت نفس محصول جانبی اعتماد به نفس است اما اگر برای رسیدن به احساس خوب حس اعتماد به خود را به تعویق بیندازیم در حق خود ظلم کرده ایم؛ نه تنها خودمان نباید چنین کنیم بلکه دیگران نیز نباید با ما چنین کنند.

پس به جای تفکر درباره ی « وقتی واقعاً احساس خوبی نسبت به خود خواهم داشت که اگر...  »را با « همین حالا نسبت به خود احساس خوبی دارم زیرا... » جابه جا کنیم احساس بهتری به ما دست می دهد. هر لحظه  که به خاطر موقعیت تان به خود می بالید قدرت تان را برای برداشتن قدم بعدی به سوی رشد و ترقی افزایش می دهید.

فاطمه احمدی ، مشاور و روانشناس بالینی،عضو تیم مرکز مشاوره استاد گلی

زمستان ۱۳۹۵

شماره نظام: ۱۶۳۳۹

بخش دوم مقاله به زودی ...